
واژه شناسی کاروانسرا
واژه ی کاروانسرا مرکب از دو واژه ی فارسی
"کاروان" و "سرا" است. کاروان(karavan) یا کاربان (کار+بان،وان) واژه ای
پهلوی است که در کتیبه ی نرسی در پایکولی به کار رفته و با این که در اصل
بار لشکری و جنگی داشته است (کارزار=جنگ گاه)، اما به معنای "گروهی مسافر و
زائر و سوداگر که به دلایل امنیتی با هم مسافرت می کنند و دارای زاد و
توشه و ستوران هستند" آمده است. "سرا" و "سرای" نیز در زبان پارسی باستان
به معنای خانه و منزلگاه به کار رفته است؛ و بدین سان "کاروانسرا" یعنی
"سرا یا خانه کاروان که افراد آن به طور موقت در آن جا سکونت می کنند".
افراد کاروان یا "قافله" را، کاروانی می گویند که جمع آن کاروانیان است. در
هر کاروانی، مودت و دوستی میان کاروان امری مهم و لازم است. چنان که حافظ
شیرازی، هرچند در معنای عرفانی، بدین امر اشاره کرده است:
ملول از همرهان بودن طریق کاروانی نیست بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی
"کاروانسرا" یا "خانه کاروان" در پاره ای از متون فارسی به یاد عهد آسانی "کاروانگاه"، "کاروانگه" و "کاروانخانه" نیز به کار رفته است. واژه های همسانی نیز از نوع دیگر با اندک تفاوت در این زبان پرتوان و توسعه یافته دیده می شود:
رباط (قلعه بزرگ، راه پارت؟)؛ در آغاز معنای نظامی داشته و در قرآن کریم نیز از آن یاد شده است. رباط به مرور به معنای کاروانسراهای مستحکم سر راه به کار رفته است، چنان که فرخی سیستانی گوید:
به راه منزل من گر رباط ویران بود کنون ستاره خورشید باشدم خرگاه
خان یا خوان؛ به معنی خانه و کاروان خانه آمده است. چنان که ناصرخسرو قبادیانی اشاره می کند:
به خوان کسان اندری پست منشین مدان خانه خویش خوان کسان را
خان التجار؛ به معنای کاروانسرای بزرگ (خاصه با دکان های متععد برای اجناس گوناگون)، و "خان خرک" به معنای کاروانسرای کوچک (احتمالاً برای یک جنس یا اجناس مشابه) دیده شده است؛ چنان که کمال الدین اسماعیل اصفهانی گوید:
خان خرک شدست همه خان و مان ما بر یکدگر نشسته در و کاروان برفت
فندق (جمع: فنادق)؛ به معنای کاروانسرای معمولی بوده و اکنون در کشورهای عرب زبان به گونه ای معنای قدیمی خود را از نظر کارکردی به عنوان "هتل" حفظ کرده است. خاقانی شروانی گوید:
از فندق تو بود دکانش صد کوزه و مغز در دهانش
تیم و تیمچه؛ به معنای کاروانسراهای بزرگ و کوچک شهری آمده است. تیمچه از مهم ترین بخش های بازار به شمار می رفته و نقش کاروانسرا را به عنوان بارانداز و محل خرید و فروش بار در برداشته است. اوحدالدین مراغه ای در شعری واژه تیم را اینگونه به کار برده که تقریباً معنایی متفاوت از کارکرد آن در بازار دارد:
تو نترسی که باغ سازی و تیم خرج آن جمله از خراج یتیم
در زبان فارسی واژه های "کاربات" (کارپات؟) و "ساباط" (ساپات، سایه پات؟) به معنای گذرهای سرپوشیده قوسی، استراحتگاه کاروانیان و چند واژه کم استفاده دیگر را نیز یافته اند که گاه از آنها معنای کاروانسرا مراد شده است.
کاروانسرا همچنین به واسطه نقش و اهمیت ویژه اش در زندگانی ایرانیان بازتاب فرهنگی و اعتقادی روشن و برجسته ای دارد، خاصه در بخش اعتقادی و باورهای مابعدالطبیعی با نماد و نشانه هایی نیز همراه است که به خوبی تقابل امرهای مادی و غیرمادی فرهنگ را بیان می کند. به عنوان مثال:
دل ای رفیق بر این کاروانسرای مبند که خانه ساختن آیین کاروانی نیست (سعدی)
چرا دل بر این کاروانگه نهیم که یاران برفتند و ما در رهیم (سعدی)
عالم همه سر بسر رباطی است خراب در جای خراب هم خراب اولی تر (حافظ)
جهان رباط خراب است بر گذرگه سیل گمان مبر که به یک مشت گل شود معمور (ظهیر فاریابی)
پیشینیه تاریخی

به علت موقعیت جغرافیایی، قرار گرفتن ایران در شبکه راه های جهانی، دور بودن آبادی ها و شهرها از یکدیگر، مسائل مربوط به امنیت و حفاظت، نیازهای مذهبی، سودمندی های اقتصادی و حمایت های سیاسی، کاروانسراسازی از قرن ها پیش در ایران رواج داشته، که البته ارائه سند دقیق باستان شناسی آن آسان نیست، اما شاید بتوان تاریخ تکوین آن را در زمان هخامنشیان (550-330 ق.م) دانست. در دوره شکل گیری حکومت گسترده هخامنشیان و ایجاد راه های بزرگ مانند جاده شاهی، نظام چاپارخانه ها نیز برقرار شد.
در عهد اشکانیان (250ق.م-226م)، از آسیای مرکزی تا بین النهرین چاپارخانه هایی مستطیل شکل، از خشت و آجر با داشتن حیاط و ایوان و اتاق هایی دور آن وجود داشته، که نظر باستان شناسان را به خود جلب کرده و در پاره ای آثار بدان ها اشاره شده است. اما کاروانسراسازی در مسیر راه هایی که بعدها به جاده ابریشم موسوم شدند، رونق گرفت که هنوز هم بقایای آن دیده می شود؛ در این دوره و در دوره ساسانیان (651-226م)، کاروانسراهایی بر راه ها ساخته شد. رباط انوشیروانی که بین ری و دامغان قرار دارد و شوکت گذشته خود را نگاه داشته است و کاروانسرای آهوان در نزدیکی سمنان از جمله بناهای بازمانده از دوره ساسانیان اند.
در دوره آغازین اسلام، بی تردید علاوه بر استفاده از کاروانسراهای پیش از
اسلام، اندک اندک بر پایه اندیشه ها و توصیه های دین مبین، کاروانسراسازی دچار
تغییر و تحولاتی شد. در دوره عباسیان (132- 656 هـ.ق) راه و راهداری مورد توجه
قرار گرفت و تجارت با شرق و غرب، بغداد، پایتخت آنان را، نیازمند راه ها و
چاپارخانه ها و استراحتگاه های بیشتری ساخت که با ترمیم همان راه های قدیمی و مرمت
کاروانسراها و گاه با تعبیه راه ها و رباط های جدید بدان پاسخ داده می شد. نگاه به
موقعیت پایتخت های ایران در دوره های مختلف تاریخی پس از اسلام نمایانگر آن است که
بسیاری از شهرهای مهم دوره اسلامی مانند بغداد، اصفهان، شیراز، ری، دامغان، کرمان،
توس، خوارزم، بلخ و . . . بر شالوده شهرهای باستانی ایران بنا شدند. بغداد بر
شالوده تیسفون (مداین) بنا شد، شیراز در کنار پایگاه های تمدنی هخامنشیان و اهواز،
شوش و شوشتر بر بقایای شهرهای سوزیانای عیلامی بنا شدند. از این رو راه های قدیمی
با تأکید بر رابطه با مراکز اسلامی مانند بغداد، عتبات، مدینه، مکه و . . . احیا و
کاروانسراها بر آن راه ها ساخته شدند.
ناصرخسرو در سده پنجم قمری، زمانی که به اصفهان رسید، درباره این شهر نوشت :
"هر بازاری را دربندی و دروازه ای، و همه محلت ها و کوچه ها را همچنین
دربندها و دروازه های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود. و کوچه ای بود که آن را
کوطراز می گفتند؛ و در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره
داران بسیار نشسته. و این کاروان که ما با ایشان همراه بودیم یک هزار و سیصد خروار
بار داشتند که در آن شهر رفتیم، هیچ بازدید نیامد که چگونه فرود آمدند، که هیچ جا
تنگی موضع نبود و نه تعذر مقام و علوفه".
در دوره های سامانیان، آل بویه و غزنویان (سده های چهارم و پنجم قمری) همزمان
با احداث بناهای عام المنفعه، کاروانسراسازی رونق بیشتری یافت. "رباط
چاهه" یا "رباط ماهی"، که آن را یادبودی از بزرگواری و بلندنظری
دختر حکیم ابوالقاسم فردوسی نوشته اند، یکی از آن کاروانسراهاست. در زمان
سلجوقیان، خاصه در روزگار صدارت خواجه نظام الملک (455-485ق)، یعنی در عهد آلب
ارسلان و ملکشاه، ساخت کاروانسرا در مسیرهای گوناگون ادامه پیدا کرد و این خدمت در
عهد سنجر (490- 552ق) اندک اندک رنگ مذهبی گرفت، به طوری که کاروانسراها همانند مساجد
چهار ایوانه شد که خود از برخی جهات یادآور بناهای چهار ایوانی روزگار باستان به
ویژه آتشکده های ساسانی و پیش از آنها بناهای عصر اشکانیان چون "کوه
خواجه" هستند. در این نوع کاروانسراها نمازخانه هایی با گچکاری و کتیبه های
زیبای مذهبی افزوده شد. نمونه بارز این کاروانسرها، که تعداد بسیار زیادی از آنها
در جای جای ایران باقی و شالوده کاروانسراهای دوره های بعد بوده اند، "رباط شرف"
است که با گذشت هزارسال از عمر آن هنوز هم در بیابانی خشک، عظمت فرهنگ و تمدن
ایران عصر اسلامی را در آن گستره نشان می دهد.
با حمله مغولان (617- 656ق) در شئون فرهنگی و تمدنی ایران وقفه حاصل شد. اما
با حکومت ایلخانان (656- ئ736ق) مجدداً توجه به راه و ساختمان های عام المنفعه، از
جمله کاروانسرا، رواج یافت و در عهد غازان خان و رشیدالدین فضل الله به اوج خود
رسید، به طوری که فقط در وقف نامه "ربع رشیدی" در تبریز از بیست و چهار
کاروانسرا سخن به میان آمده است.
در دوره یورش های تیمور (771- 807ق) فترتی دیگر حاصل شد؛ اما نه به سان دوره
مغول. زیرا تیمور به خراسان و ماوراءالنهر و خوارزم علاقمند بود و حتی روابط او در
پهنه ای وسیع از ماوراءالنهر تا سواحل دریای مدیترانه با کشورهای مختلف برقرار شد
و راه ها پس از یورش های او مورد توجه قرار گرفتند. پس از وی، در دوره جانشینانش
چون شاهرخ و الغ بیگ و بایسنقر، آبادانی آغاز شد و کاروانسراها رونق یافتند. در آن
روزگار، که هنوز سلطه گری مغرب زمین در سرزمین های اسلامی آغاز نشده بود،
کاروانسراهای ایران در امر بازرگانی، رفت و آمد و تبادلات فرهنگی در درون جامعه ها
و جماعت ها نقش مهمی داشتند.
از دوره مغولان بدین سو اندک اندک اروپاییان با منطقه بزرگ مشرق زمین و آسیا
آشنایی بیشتری یافتند و از دیدارهای خود یادداشت هایی فراهم کردند که گاه صورت
"سفرنامه" داشت و از منابع مهم پژوهشی امروز در این باره به شمار می
آیند.
در عصر صفویان (957- 1135 ق) یکباره کاروانسراسازی همراه با نوآوری ها و
تزیینات داخلی و کتیبه ها، رشد فراوان پیدا کرد، که البته در این امر فزون بر نقشی
اقتصادی، ایجاد تسهیلات در امر زیارت شیعیان از اماکن مقدس مذهبی هم نقشی عمده
داشته است. شهرت دارد که شاه عباس اول 999 کاروانسرا ساخت. این امر ممکن است جنبه
اغراق آمیز داشته باشد، اما نشاندهنده اهمیت نقش فرهنگی معماری کاروانسرا در دوره
صفویه است، به طوری که امروز در هر منطقه ای از ایران کاروانسرای شاه عباسی به چشم
می خورد، که بیشتر آنها در مسیر زیارت حضرت رضا (ع) به سوی مشهد یا در مسیر عتبات
عالیات به سوی کربلا و نجف قرار دارند.
پس از صفویه، در روزگار افشاریه و زندیه (1148- 1209 ق) و به ویژه در دوره
قاجاریه (1209- 1343ق/1304ش)، نیز سنت کاروانسراسازی ادامه یافت و در بسیاری از
سفرنامه های سیاحان خارجی و نوشته های ایرانیان و پاره ای از کتاب های جغرافیایی و
تاریخی عصرهای یاد شده، به چگونگی آنها از لحاظ معماری و زیست مسافران پرداخته شده
است.
در برخوردهای رو به افزایش مدنی و سیاسی غربیان با منطقه رفته رفته این سنت
دیرپای ایرانی، که در بسیاری از جامعه های آسیایی تأثیرات فرهنگی باقی گذاشته بود،
متوقف ماند و کاروانسراهای جدا افتاده از مجموعه ها به علت تغییر راه ها در ارتباط
با حکومت های جدید و محلی ویران تر شدند و انواع "مهمانخانه ها"،
مسافرخانه ها" و سرانجام "هتل ها"، به دور از معنویت تاریخی و
فرهنگی گذشته، جایگزین آنها شدند و کاروانسراها یکی پس از دیگری به صورت ویرانه
درآمدند؛ چنان که امروزه کاروانسرا به دور از فضای حیات تاریخی و فرهنگی به صورت
یک "ساختمان مرده" در معرض دید نسل کنونی درآمده است.
منبع : کتاب کارواسرا در ایران (1389)؛ نوشته سعید هادی
زاده کاخکی ؛ تهران؛ دفتر پژوهش های فرهنگی